خرید بک لینک
هیچ می دانی زجرآورترین قسمت دلتنگی آن جا است که از آخرین باری که صدایت کرده ام ماهها می گذرد و من که بی قرار اسمت شده ام، در خلوت خانه، بی دلیل صدایت می زنم... هی صدایت می زنم، بی دلیل... هر بار با لحنی متفاوت... و تو هی نیستی که جوابم را بدهی... هر بار به همان شکل نبودنت... و آن وقت من که عادت ندارم به بی جواب ماند

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: شنبه 19 آبان 1397 ساعت: 17:09

حالا که باید بچگی کند و از در و دیوار بالا برود، از هر دیواری بالا می رود، فرو می ریزد؛ چه طور انتظار دارید وقتی بزرگ شد و خواست به دیواری تکیه کند، از فروریختنش نترسد؟!

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: شنبه 19 آبان 1397 ساعت: 17:09

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: شنبه 19 آبان 1397 ساعت: 17:09

در کوی نیکنامان، ما را گذر ندادند

گر تو نمی پسندی، تغییر ده قضا را

+حافظ

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: شنبه 19 آبان 1397 ساعت: 17:09

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: شنبه 19 آبان 1397 ساعت: 17:09

1. آن قدر دوستت دارم که دنیا گاهی برای تماشای این عشق متوقف می شود، صورتش گل می اندازد و سعی می کند جوری به گردشش ادامه دهد که مرا در آغوش تو بیندازد؛ اما... تو هرگز دستهایت را باز نخواهی کرد و من خودم را از بازی دنیا کنار می کشم... 2. هر بار می خواند که: «هوامو نداشتی هوایی شدم/ چه کابوس بی انتهایی شدم» انگار یک

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: شنبه 19 آبان 1397 ساعت: 17:09

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: شنبه 19 آبان 1397 ساعت: 17:09

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: شنبه 19 آبان 1397 ساعت: 17:09

مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شده خسته ام خسته تر از انکه بگویم چه شده در خیالات بهم ریخته ى دور و برم خیره بر هر چه شدم خاطره اى زد به سرم مى روم چشم ترم را به زیارت ببرم تا از آن چشم نظر باز شکایت ببرم ناممان منتسبش بود نمیدانستیم جانمان در طلبش بود نمیدانستیم خبر آمد همه جا شعر تو را میخواند شعرمان ورد لبش بو

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: شنبه 19 آبان 1397 ساعت: 17:09

صفحه بندی